پنجشنبه دوم اردیبهشت ۱۴۰۰ | 23:37 | پری غمگین -
به نام حضرت عشق
می نویسم که یادم بماند؛من یک روزتورابسیاردوست داشته ام
وتمام زندگی همان یک روزاست که این همه کش امده است.
جاهایی هست که زبان می گویدوقلم نمی نویسدوجاهایی که قلم می نویسدوزبان اعتقادی به ان ندارد.
راستش زندگی رادوست ندارم
خیلی وقت است دیگرنه چیزی خوشحالم میکندونه چیزی غمگین
انگاردرلحظه هازندگی می کنم.دردمی ایدومی رود
گریه باران می شودمثل یک روزافتابی بهار لابلای رعدوبرق
میدانی؟!پوست کلفتی کرده ام که تاحالازنده مانده ام.
"یادم تورافراموش"!