به نام حضرت عشق
آخربه عشق ضرب المثل می شود دلم
به نام حضرت عشق
ای جان به تماشای تومن چشم به راهم...
میدانی که نزدیکترینی به من .امروزکودکی ازعلاقه ام پرسید
ازدلبستگی ام به خاک
ترسیدم ازتوبگویم...ترسیدم بگویم ودیگرنداشته باشمت.
روزهای زیادی بی توگذشت امادلگیرنیستم که قلبم درمشتهای خداست
من به دیدارت ازدوردلخوشم
به رویایی که ندارم
به نام حضرت عشق
شبهاکه به توفکرمیکنم قلبم چلانده می شود
خودم رادرآغوش میگیرم ودرحصارتنهایی ام توراتصورمیکنم
سالهابرای نیامدنت حوصله باید
نداشتنت بافلسفه ی زندگی ام جوردرنمی آید...بیا
به نام حضرت عشق
دوستت دارم
آغوشت-فقط آغوشت -بهشت من است
کاش بیایی
کاش بمانی برای همیشه
کاش بیایی
تادیگرپری غمگین نباشم
زندگی بی تو...تلخ...سخت...میگذرد
به نام حضرت عشق
دوستت دارم
آغوشت-فقط آغوشت -بهشت من است
کاش بیایی
کاش بمانی برای همیشه
کاش بیایی
تادیگرپری غمگین نباشم
زندگی بی تو...تلخ...سخت...میگذرد
قلبم دردمیکند
به نام حضرت عشق
چه خوب که هستی
چه خوب که تورادارم
چه خوب که تمام حجم دلم راپرکردی وهنوزنامت که می آید دلم غنچ می رود.
میدانی؟!
گاهی وقتها فکرمیکنم همه ی دنیادرچشمهای توخلاصه می شود ،دوجودت .وقتی میخندی وقتی گریه میکنی حتی وقتی عصبانی می شوی
من لحظه های بودنت راحتی درخیال زندگی دوست دارم.
من حتی نبودنت راوقتی باعث می شود دردازگوشه های چشمم سر ریزشوددوست دارم
بمان حتی درخیالم که به واژه هایم بال پروازمی دهی
بمان که حرف زدن شعرخواندن شادبودن ...یادم بماند
واژه ها برای ازتونوشتن نامحرمند
به نام حضر ت عشق
سلام حضرت دلبر
شاید دیگر دلت به دلم راه نداردکه اینهمه دلتنگی رانمیفهمی
میدانم هیچ وقت نمی آیی که دلنوشته هایم رابخوانی
بی انصاف نیستم من معنای "نفسم"گفتنت راوقتی فهمیدم که بی تونفسم بالانیامد
تودوست داشتنی ترین عزیزترین ودست نیافتنی ترین عشق زندگی منی
نیا اما بیاد داشته باش که بیشترازتمام دنیادوستت داشته ام
به نام حضرت عشق
شب ازنیمه گذشت ومن افکارم رابه کوچه ی علی چپ سوق میدهم میخواهم به توفکرنکنم جای نداشتنت همیشه دردمیکندونبودنت باهیچ خیالی پرنمی شود
خیالت به قلبم چنگ می زندنباشی نفسم بالانمی آید
مینویسم که دلم نخواهدت
مینویسم که روحم التیام بگیرد
مینویسم که عشق ازیادم نرود...
"وقت خواب است ودلم پیش توسرگردان است
شب بخیرای نفست شرح پریشانی من
به نام حضرت عشق
ته تنهایی
خودم باخودم آشتی میکنم
خودم باخودم هی به هم می زنم
من اونقدرتنهاشدم بعدتو
که باسایه م اینجاقدم می زنم
بدون بهونه بدون دلیل
برای خودم عطروگل میخرم
...
اگرتوباشی بهشتم صدای شنیدن نفسهای توست وقتی برای روضه ها دم میگیری.جهنم روزهای بی توبودن است روزهای دلمردگی روزهای کسل وگس بعدازظهرتابستان
روبروی اینه نشسته ام آدم داخل آینه من نیستم عاشق افسرده ایست که سالها رنج کشیده است
عاشق افسرده ای که به اندازه ی "نبودنت" به اندازه ی" دوست دارم" نگفتنت چین به پیشانی اش وزیرچشمهایش افتاده است
عاشقی که فراموشت کرده است اماهنوزدوست داشتنت ازحافظه اش پاک نشده.