به نام حضرت عشق
من یکی رادوست میدارم
ودلم بی هوابرایش تنگ می شود
شایدخنده دارباشداماگاهی ،او،ازنفسهایم به من نزدیکتراست
خوب که فکرمیکنم:ازهمه ی دنیای من است
دنیایی که ندارم وآغوشش سهم من نیست
اما دوست دارمش...
به نام حضرت عشق
من یکی رادوست میدارم
ودلم بی هوابرایش تنگ می شود
شایدخنده دارباشداماگاهی ،او،ازنفسهایم به من نزدیکتراست
خوب که فکرمیکنم:ازهمه ی دنیای من است
دنیایی که ندارم وآغوشش سهم من نیست
اما دوست دارمش...
به نام حضرت عشق
کسی چه می داند شایدهمین حالا،دفترچه ی یاد داشت ت را درآورده ای وتعدادروزهای ندیدن مان راچوب خط کشیده ای
یاکناردفترچه ی یاداشتتت خیلی کوچک نوشته ای:"دوستت دارم..."ومن میفهمم معنای سه نقطه هایت را
دنیابرمدارعشق میگردد عشق ولایت.
همان چیزی که امروزبوسیله ی عده ای انکار می شود
اماتومرابرآن محکمتر کرده ای
هرکجاهستی نگذاردلت بمیرد
نگذارنوریقین درقلبت خاموش شودنگذارنارگناه ریشه ی ایمانت رابسوزاند
شایدهیچوقت دستهایم به دستهایت نرسنداماهمیشه نوروجودت راهم راروشن کرده است
درکسوت گدایی حرفی بلدنبودیم
عاشق همیشه جای اسرارگریه کرده ست...۰
به نام حضرت عشق
بقول نزار:
از حیرانی وسکوت غمگین نشو
وگمان نبر که میان من وتو
چیزی عوض شده
آن گاه که نمی گویم دوستت دارم ،یعنی دوست ترت دارم
به نام حضرت عشق
سلام
خسته ام
دلم خواب میخواهد
به اندازهی ۳۱۳ سال