به نام حضرت عشق
ازنداشتنت می ترسم ازحس فراموشی
اینکه یکی همه ی زندگی ات باشدحس خوبیست
وقتی بایکی راه می روی باهمان نفس می کشی باهمان یکنفر غذا میخوری می خندی وگریه میکنی
اصلابایددرزندگی همه یکنفرباشدکه معنای زندگی او باشد
به نام حضرت عشق
ازنداشتنت می ترسم ازحس فراموشی
اینکه یکی همه ی زندگی ات باشدحس خوبیست
وقتی بایکی راه می روی باهمان نفس می کشی باهمان یکنفر غذا میخوری می خندی وگریه میکنی
اصلابایددرزندگی همه یکنفرباشدکه معنای زندگی او باشد
به نام حضرت عشق
کاش توهمیشه برایم "تو"بمانی
بین کشمکش عقل وعشق مانده ام می خواهم دوستت نداشته باشم میبینم دنیابی توهیچ است
دوستت هم که دارم ندارمت نمی شودکه داشته باشمت
نگاهت میکنم چشمانم هزارعیب ازتومیگیردولی قلبم...
قلبم میگویددوستش دارم
داداش محمدراست میگفت گاه بعضی ی آدمهابی دلیل وذاتادوست داشتنی اند
برای دوست نداشتنت سالهاجنگیده ام اماتسلیم دوست داشتنت شده ام
خیالت شبهامرابیدارنگه می دارد خیالت گاهی مرامیخنداند گاهی می گریاند
من بی حساب روز وماه و سال سالهاست که تورادوست دارم
سالهاست که برای دوست نداشتنت جنگیده ام ولی هرباربیشتردوستت داشته ام
به نام حضرت عشق
گاهی که ازصفحه ی خیالم گم می شوی یامن درکوچه ی علی چپ پرسه میزنم انگارزندگی چیری کم دارد
"بودن یانبودن"واقعا مسئله این است ومن هنوزحضورت رانمی فهمم
بیخوابی های شبانه رانمیفهمم
"خیالت لیوان آبی ست که نیمه شبها ازخیال نداشتنش برمیخیزم جرعه ای می نوشم
خیالت دردیست که بی موقع شروع می شود
نمکی ست که برزخمی می ریزد
مگرآدمی چندسال عمرمی کندکه آن رابه رنج خیال بگذراند؟!
گاهی دوست نداشتنت سخت ترازنداشتنت می شود این راکسی میفهمدکه دوست داردعاشق باشدو"عشق"اگرواقعی باشدحال دل راخوب میکند
ومن همیشه رنج دوست داشتنت حال دلم راخوب میکند
خیلی خوب.
به نام حضرت عشق
دلشوره ی نداشتنت لالنم میکند
بایدچقدرصبرکنم تاازیادم بروی
اصلا توآمدی که دریادم بمانی یک شهرباتودر خاطرم ثبت است
دریک شهرزندگی میکنی ومن درتمام نقشه ی جغرافیا ازتوخاطره دارم
حتی د رشهرهایی که نرفته ایم
مینویسم ک ه فراموشم نشوی
مینویسم که همیشه دوستت داشته باشم
مینویسم که باورهایم یادم بمان که د ردهای بزرگم یادم بماند
زندگی هرچندسخت اما بی عشق معناندارد
گاهی غلطهامعنای درست تری دارند
بگذا ر حرام عشقی باشم که مرابه امام حسین ع برساند.