دوشنبه چهاردهم فروردین ۱۴۰۲ | 23:33 | پری غمگین -
به نام حضرت عشق
گاهی که ازصفحه ی خیالم گم می شوی یامن درکوچه ی علی چپ پرسه میزنم انگارزندگی چیری کم دارد
"بودن یانبودن"واقعا مسئله این است ومن هنوزحضورت رانمی فهمم
بیخوابی های شبانه رانمیفهمم
"خیالت لیوان آبی ست که نیمه شبها ازخیال نداشتنش برمیخیزم جرعه ای می نوشم
خیالت دردیست که بی موقع شروع می شود
نمکی ست که برزخمی می ریزد
مگرآدمی چندسال عمرمی کندکه آن رابه رنج خیال بگذراند؟!
گاهی دوست نداشتنت سخت ترازنداشتنت می شود این راکسی میفهمدکه دوست داردعاشق باشدو"عشق"اگرواقعی باشدحال دل راخوب میکند
ومن همیشه رنج دوست داشتنت حال دلم راخوب میکند
خیلی خوب.