به نام حضرت عشق
سلام جانان من!
ساعت از2نصف شب گذشته است .دستم خالی نگاهم خالی قلبم خالیست ومن فکرمیکنم چقدرجای توهم خالیست
مدتهاست باکسی حرف نزده ام انگارتمام کسم توبوده ای
حرفهایم برای تونانوشتنی ست مشق نام لیلی ست
به نام حضرت عشق
سلام جانان من!
ساعت از2نصف شب گذشته است .دستم خالی نگاهم خالی قلبم خالیست ومن فکرمیکنم چقدرجای توهم خالیست
مدتهاست باکسی حرف نزده ام انگارتمام کسم توبوده ای
حرفهایم برای تونانوشتنی ست مشق نام لیلی ست
به نام حضرت عشق
برایت نمی نویسم که برگردی
برایت مینویسم تایادم بماندچقدردوستت داشته ام...
من هنوزگاهی به توفکر میکنم به دردی که درقلبم جاگذاشتی.
به اشکهایی که ازچشمم درآوردی
راستش هنوزدرخیالم دوستت دارم هنوزوقتی میشنوم :"جانم"
سرم رابرمیگردانم هنوزوقتی دلم میگیردلمس دستهایت را پهنای شانه ات راوگرمی سینه ات رامی خواهم.
تو درد بزرگی به من هدیه دادی
دردی که هم درداست وهم درمان
درتمام شهرازخودت نشانه بجاگذاشته ای
چگونه فراموشت کنم؟!!!