به نام حضرت عشق
به رسم سالهایی که عاشقت بودم مینویسم
امافکرمیکنم تورابیادندارم
یادم نمی آیدتوراچقدردوست داشتم
یادم نمی آیدچقدربرای لحظه های آمدنت لحظه شماری می کردم
حتی یادم نمی آید...دیگرهیچ چیزیادم نمی آیدجزاینکه من غریبه ای رابسیاردوست داشتم وهنوزنام شهرش که می آیدقلبم ازهیجان می لرزد